سطح C1فعل

durchschneiden

بریدن، قطع کردن

English: to cut through, to sever

صرف فعل durchschneiden

حال
er durchschneidet
گذشته‌ی ساده
durchschnitt
پرفکت
hat durchschnitten
امری
durchschneid! / durchschneidet!
  • ich durchschneide
  • du durchschneidest
  • er/sie/es durchschneidet
  • wir durchschneiden
  • ihr durchschneidet
  • sie durchschneiden

جمله‌ی مثال با durchschneiden

  • Soll ich das durchschneiden?

    باید این را از وسط ببرم؟

«durchschneiden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.