سطح C1فعل

durchschauen

درک کردن، فهمیدن

English: to see through, to understand

صرف فعل durchschauen

حال
er durchschaut
گذشته‌ی ساده
durchschaute
پرفکت
hat durchschaut
امری
durchschau! / durchschaut!
  • ich durchschaue
  • du durchschaust
  • er/sie/es durchschaut
  • wir durchschauen
  • ihr durchschaut
  • sie durchschauen

جمله‌ی مثال با durchschauen

  • Tom ist leicht zu durchschauen.

    تام به راحتی قابل شناختن است.

«durchschauen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.