نفوذ کردن، سوراخ کردن
English: to penetrate, to pierce
Im Ofen durchdringen Mikrowellen das Essen.
توی مایکروفر، امواج مایکرو به غذا نفوذ میکنن.
«durchdringen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.