عبور کردن، گذشتن از
English: to walk through, to traverse
Wir mussten den dunklen Korridor durchschreiten.
ما مجبور بودیم از راهروی تاریک عبور کنیم.
«durchschreiten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.