قطع کردن، پیچ کردن
English: to disconnect, to clamp off
Du musst die Batterie vorher abklemmen.
تو باید باتری را از قبل قطع کنی.
«abklemmen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.