سطح C1اسم

die Durchsuchung

بازرسی، تفتیش

English: search, raid

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Durchsuchungen

جمله‌ی مثال با Durchsuchung

  • Ruhe! Alle nicht bewegen, es erfolgt nun eine Durchsuchung ihrer Habseligkeiten.

    ساکت! هیچ‌کس تکان نخورد، حالا وسایل‌تان بازرسی می‌شود.

«Durchsuchung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.