سطح C2فعل

kappen

بریدن، قطع کردن

English: to cut off, to sever

صرف فعل kappen

حال
er kappt
گذشته‌ی ساده
kappte
پرفکت
hat gekappt
امری
kapp! / kappt!
  • ich kappe
  • du kappst
  • er/sie/es kappt
  • wir kappen
  • ihr kappt
  • sie kappen

جمله‌ی مثال با kappen

  • Wir müssen die Schnur kappen, um das Paket zu öffnen.

    ما باید نخ را ببریم تا بسته را باز کنیم.

«kappen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.