سطح C2فعل

durchtrennen

قطع کردن, بریدن

English: to sever, to cut through

صرف فعل durchtrennen

حال
er durchtrennt
گذشته‌ی ساده
durchtrennte
پرفکت
hat durchtrennt
امری
durchtrenne! / durchtrennt!
  • ich durchtrenne
  • du durchtrennst
  • er/sie/es durchtrennt
  • wir durchtrennen
  • ihr durchtrennt
  • sie durchtrennen

جمله‌ی مثال با durchtrennen

  • Er durchtrennte das Seil mit einem Messer.

    او طناب را با چاقو قطع کرد.

«durchtrennen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.