سطح B2فعل

entlarven

رسوا کردن، افشا کردن

English: to expose, to unmask

صرف فعل entlarven

حال
er entlarvt
گذشته‌ی ساده
entlarvte
پرفکت
hat entlarvt
امری
entlarv! / entlarvt!
  • ich entlarve
  • du entlarvst
  • er/sie/es entlarvt
  • wir entlarven
  • ihr entlarvt
  • sie entlarven

جمله‌ی مثال با entlarven

  • Magier entlarven unseren Hang zu Illusionen.

    جادوگران تمایل ما به توهم را برملا می‌کنند.

«entlarven» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.