مقابله کردن / در جهت خلاف هدایت کردن
English: to counteract, to steer against
Wir müssen dem Klimawandel entgegensteuern.
ما باید با تغییرات آب و هوایی مقابله کنیم.
مترادف
«entgegensteuern» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.