سطح B2فعل

entgegensteuern

مقابله کردن / در جهت خلاف هدایت کردن

English: to counteract, to steer against

صرف فعل entgegensteuern

حال
er steuert entgegen
گذشته‌ی ساده
steuerte entgegen
پرفکت
hat entgegengesteuert

جمله‌ی مثال با entgegensteuern

  • Wir müssen dem Klimawandel entgegensteuern.

    ما باید با تغییرات آب و هوایی مقابله کنیم.

مترادف و متضاد

«entgegensteuern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.