رو کردن، شناسایی کردن
English: to unmask, to expose
Die Polizei konnte den Spion enttarnen.
پلیس توانست جاسوس را رو کند.
Der Detektiv konnte den Spion enttarnen.
کارآگاه توانست جاسوس را رو کند.
«enttarnen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.