سطح C2فعل

outen

فاش کردن، رو کردن

English: to out (reveal)

صرف فعل outen

حال
er outet
گذشته‌ی ساده
outete
پرفکت
hat geoutet
امری
out! / outet!
  • ich oute
  • du outest
  • er/sie/es outet
  • wir outen
  • ihr outet
  • sie outen

جمله‌ی مثال با outen

  • Laura hat beschlossen, sich zu outen.

    لورا تصمیم گرفته که آشکارسازی کند (اعلام هویت کند).

«outen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.