سطح B2فعل

entgehen

گریختن، فرار کردن

English: to escape, to evade

صرف فعل entgehen

حال
er entgeht
گذشته‌ی ساده
entging
پرفکت
ist entgangen
امری
entgehe! / entgeht!
  • ich entgehe
  • du entgehst
  • er/sie/es entgeht
  • wir entgehen
  • ihr entgeht
  • sie entgehen

جمله‌ی مثال با entgehen

  • Niemand kann dem Tod entgehen.

    هیچ‌کس نمی‌تواند از مرگ فرار کند.

«entgehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.