سطح B2فعل

entfalten

گسترش دادن، شکوفا کردن

English: to unfold, to develop

صرف فعل entfalten

حال
er entfaltet
گذشته‌ی ساده
entfaltete
پرفکت
hat entfaltet
امری
entfalt! / entfaltet!
  • ich entfalte
  • du entfaltest
  • er/sie/es entfaltet
  • wir entfalten
  • ihr entfaltet
  • sie entfalten

جمله‌ی مثال با entfalten

  • Mary will sich selbst entfalten.

    مری می‌خواهد خودش را شکوفا کند.

«entfalten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.