مقابله کردن، ایستادن
English: to oppose, to confront
Wir müssen den Problemen mutig entgegentreten.
ما باید شجاعانه با مشکلات مقابله کنیم.
«entgegentreten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.