سطح B2فعل

verderben

فاسد شدن / خراب کردن

English: to spoil, to ruin

صرف فعل verderben

حال
er verdirbt
گذشته‌ی ساده
verdarb
پرفکت
ist verdorben
امری
verdirb! / verderbt!
  • ich verderbe
  • du verdirbst
  • er/sie/es verdirbt
  • wir verderben
  • ihr verderbt
  • sie verderben

جمله‌ی مثال با verderben

  • Viele Köche verderben den Brei.

    آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک.

مترادف و متضاد

متضاد

«verderben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.