سطح B2فعل

verfolgen

دنبال کردن / پیگیری کردن

English: to pursue, to follow

صرف فعل verfolgen

حال
er verfolgt
گذشته‌ی ساده
er verfolgte
پرفکت
er hat verfolgt
امری
verfolge! / verfolgt!
  • ich verfolge
  • du verfolgst
  • er/sie/es verfolgt
  • wir verfolgen
  • ihr verfolgt
  • sie verfolgen

جمله‌ی مثال با verfolgen

  • Die Polizei tut ihr Bestes, um die Verbrecher zu verfolgen

    پلیس تمام تلاشش را برای تعقیب مجرمان می‌کند.

مترادف و متضاد

«verfolgen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.