سطح B2فعل

verbreiten

پخش کردن

English: to spread, to distribute

صرف فعل verbreiten

حال
er verbreitet
گذشته‌ی ساده
verbreitete
پرفکت
hat verbreitet
امری
verbreite! / verbreitet!
  • ich verbreite
  • du verbreitest
  • er/sie/es verbreitet
  • wir verbreiten
  • ihr verbreitet
  • sie verbreiten

جمله‌ی مثال با verbreiten

  • Küssen kann den Virus verbreiten.

    بوسیدن میتونه ویروس رو پخش کنه.

«verbreiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.