[fɛɐ̯ˈdɛʁbn̩]
فاسد شدن / خراب کردن
معنی، مثال و مترادفِ verderben ←Viele Köche verderben den Brei.
آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشود یا بینمک.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی