سطح C2فعل

verwesen

تجزیه شدن، گندیدن

English: to decompose, to rot

صرف فعل verwesen

حال
er verwest
گذشته‌ی ساده
verweste
پرفکت
ist verwest
امری
verwes! / verwest!
  • ich verwese
  • du verwest
  • er/sie/es verwest
  • wir verwesen
  • ihr verwest
  • sie verwesen

جمله‌ی مثال با verwesen

  • Die Blätter verwesen im Herbst.

    برگ‌ها در پاییز تجزیه می‌شوند.

«verwesen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.