سطح B1فعل

erleichtern

آسان کردن

English: to ease, to facilitate

صرف فعل erleichtern

حال
er erleichtert
گذشته‌ی ساده
erleichterte
پرفکت
hat erleichtert
امری
erleichtere! / erleichtert!
  • ich erleichtere
  • du erleichterst
  • er/sie/es erleichtert
  • wir erleichtern
  • ihr erleichtert
  • sie erleichtern

جمله‌ی مثال با erleichtern

  • Das Internet erleichtert uns das Leben.

    اینترنت زندگی ما را آسان می‌کند.

«erleichtern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.