سطح B1فعل

ernähren

تغذیه کردن

English: to nourish, to feed

صرف فعل ernähren

حال
er ernährt
گذشته‌ی ساده
ernährte
پرفکت
hat ernährt
امری
ernähr! / ernährt!
  • ich ernähre
  • du ernährst
  • er/sie/es ernährt
  • wir ernähren
  • ihr ernährt
  • sie ernähren

جمله‌ی مثال با ernähren

  • Ich muss die Familie ernähren.

    من باید خانواده را سیر کنم.

«ernähren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.