سطح B1فعل

erlaubte

اجازه داد

English: allowed, permitted

جمله‌ی مثال با erlaubte

  • Die Mutter erlaubte ihm, ins Kino zu gehen.

    مادر به او اجازه داد به سینما برود.

«erlaubte» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.