سطح B2فعل

erschweren

دشوار کردن، سخت‌تر کردن

English: to make difficult, to aggravate

صرف فعل erschweren

حال
er erschwert
گذشته‌ی ساده
erschwerte
پرفکت
hat erschwert
امری
erschwer! / erschwert!
  • ich erschwere
  • du erschwerst
  • er/sie/es erschwert
  • wir erschweren
  • ihr erschwert
  • sie erschweren

جمله‌ی مثال با erschweren

  • Mangelnde Motivation kann das Sprachenlernen erschweren.

    کمبود انگیزه می‌تواند یادگیری زبان را دشوار کند.

«erschweren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.