سطح B1فعل

erledigen

انجام دادن / به پایان رساندن

English: to accomplish, to finish

صرف فعل erledigen

حال
er erledigt
گذشته‌ی ساده
erledigte
پرفکت
hat erledigt
امری
erledig! / erledigt!
  • ich erledige
  • du erledigst
  • er/sie/es erledigt
  • wir erledigen
  • ihr erledigt
  • sie erledigen

جمله‌ی مثال با erledigen

  • Ich muss heute noch viele Aufgaben erledigen.

    من امروز باید هنوز وظایف زیادی را انجام دهم.

مترادف و متضاد

«erledigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.