سطح C1فعل

vereinfachen

ساده‌سازی کردن

English: to simplify

صرف فعل vereinfachen

حال
er vereinfacht
گذشته‌ی ساده
vereinfachte
پرفکت
hat vereinfacht
امری
vereinfach! / vereinfacht!
  • ich vereinfache
  • du vereinfachst
  • er/sie/es vereinfacht
  • wir vereinfachen
  • ihr vereinfacht
  • sie vereinfachen

جمله‌ی مثال با vereinfachen

  • Strebe danach, alles zu vereinfachen.

    بکوش همهچیز را ساده کنی.

«vereinfachen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.