سطح A1فعل

erleben

تجربه کردن

English: to experience

صرف فعل erleben

حال
er erlebt
گذشته‌ی ساده
er erlebte
پرفکت
hat erlebt
امری
erlebe! / erlebt!
  • ich erlebe
  • du erlebst
  • er/sie/es erlebt
  • wir erleben
  • ihr erlebt
  • sie erleben

جمله‌ی مثال با erleben

  • Wir erleben einen schönen Sommer.

    ما یک تابستان زیبا را تجربه می‌کنیم.

مترادف و متضاد

مترادف

«erleben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.