سطح A1فعل

aufräumen

مرتب کردن / تمیز کردن

English: to tidy up, clean up

صرف فعل aufräumen

حال
er räumt auf
گذشته‌ی ساده
räumte auf
پرفکت
hat aufgeräumt
امری
räum auf! / räumt auf!
  • ich räume auf
  • du räumst auf
  • er/sie/es räumt auf
  • wir räumen auf
  • ihr räumt auf
  • sie räumen auf

جمله‌ی مثال با aufräumen

  • Ich räume mein Zimmer auf.

    من اتاقم را مرتب می‌کنم.

مترادف و متضاد

«aufräumen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.