سطح C2فعل

richtigstellen

تصحیح کردن، درست کردن

English: to correct, to rectify

صرف فعل richtigstellen

حال
er stellt richtig
گذشته‌ی ساده
stellte richtig
پرفکت
hat richtiggestellt
امری
stell richtig! / stellt richtig!
  • ich stelle richtig
  • du stellst richtig
  • er/sie/es stellt richtig
  • wir stellen richtig
  • ihr stellt richtig
  • sie stellen richtig

جمله‌ی مثال با richtigstellen

  • Tom wollte die Dinge richtigstellen.

    تام می‌خواست مسائل را درست کند.

«richtigstellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.