[ˈaʊ̯fˌzɪt͡sn̩]
سوار شدن
معنی، مثال و مترادفِ aufsitzen ←Du sollst nicht bis spät in die Nacht aufsitzen!
نباید تا دیروقت شب بیدار بمانی!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی