[ˈaʊ̯fˌʃpyːʁən]
ردیابی کردن، پیدا کردن
معنی، مثال و مترادفِ aufspüren ←Ich werde dich aufspüren und dich wiederfinden.
تو را پیدا خواهم کرد و دوباره خواهم یافت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی