[ˈaʊ̯fˌz̥eːən]
خبرساز شدن
معنی، مثال و مترادفِ aufsehen ←Ein Junge braucht einen Vater, zu dem er aufsehen kann.
یک پسر به پدری نیاز دارد که بتواند به او نگاه کند و الگو بگیرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی