[ˈaʊ̯fˌʃnaɪ̯dn̩]
شکافتن، برش دادن
معنی، مثال و مترادفِ aufschneiden ←Ich will mir nicht die Pulsadern aufschneiden.
نمیخوام مچ دستام رو بزنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی