سطح C2فعل

aufsitzen

سوار شدن

English: to mount, to get on

صرف فعل aufsitzen

حال
er sitzt auf
گذشته‌ی ساده
saß auf
پرفکت
hat aufgesessen
امری
sitz auf! / sitzt auf!
  • ich sitze auf
  • du sitzt auf
  • er/sie/es sitzt auf
  • wir sitzen auf
  • ihr sitzt auf
  • sie sitzen auf

جمله‌ی مثال با aufsitzen

  • Du sollst nicht bis spät in die Nacht aufsitzen!

    نباید تا دیروقت شب بیدار بمانی!

«aufsitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.