[ˈaʊ̯fˌʃpaːʁən]
پسانداز کردن، ذخیره
معنی، مثال و مترادفِ aufsparen ←Ich spare den Kuchen für später auf.
من کیک را برای بعد ذخیره میکنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی