سطح A1فعل

zerstreuen

پراکنده کردن

English: to scatter, to disperse

صرف فعل zerstreuen

حال
er zerstreut
گذشته‌ی ساده
er zerstreute
پرفکت
hat zerstreut
امری
zerstreue! / zerstreut!
  • ich zerstreue
  • du zerstreust
  • er/sie/es zerstreut
  • wir zerstreuen
  • ihr zerstreut
  • sie zerstreuen

جمله‌ی مثال با zerstreuen

  • Der Wind zerstreut die Blätter im Garten.

    باد برگ‌ها را در باغ پراکنده می‌کند.

مترادف و متضاد

متضاد

«zerstreuen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.