سطح A1فعل

zerschneiden

قطعهقطعه کردن،بریدن

English: to cut up, to cut into pieces

صرف فعل zerschneiden

حال
er zerschneidet
گذشته‌ی ساده
er zerschnitt
پرفکت
hat zerschnitten
امری
zerschneide! / zerschneidet!
  • ich zerschneide
  • du zerschneidest
  • er/sie/es zerschneidet
  • wir zerschneiden
  • ihr zerschneidet
  • sie zerschneiden

جمله‌ی مثال با zerschneiden

  • Sie zerschneidet das Papier.

    او کاغذ را تکه‌تکه می‌کند.

مترادف و متضاد

«zerschneiden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.