حل کردن، حل شدن، مایع کردن (در مایع)
English: to dissolve, to melt
Salz löst sich in Wasser auf.
نمک در آب حل میشود.
مترادف
«auflösen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.