[ˌt͡sɛɐ̯ˈʃtʁɔɪ̯ən]
پراکنده کردن
معنی، مثال و مترادفِ zerstreuen ←Der Wind zerstreut die Blätter im Garten.
باد برگها را در باغ پراکنده میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی