سطح A1فعل

zerschmettern

نابود کردن

English: to shatter, destroy

صرف فعل zerschmettern

حال
er zerschmettert
گذشته‌ی ساده
er zerschmetterte
پرفکت
hat zerschmettert
امری
zerschmettere! / zerschmettert!
  • ich zerschmettere
  • du zerschmetterst
  • er/sie/es zerschmettert
  • wir zerschmettern
  • ihr zerschmettert
  • sie zerschmettern

جمله‌ی مثال با zerschmettern

  • Der Sturm hat das Boot zerschmettert.

    طوفان قایق را نابود کرد.

مترادف و متضاد

«zerschmettern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.