پراکنده کردن، پاشیدن
English: to scatter, to sprinkle
Die Kinder verstreuten die Spielsachen im Zimmer.
بچهها اسباببازیها را در اتاق پراکنده کردند.
«verstreuen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.