سطح C2فعل

verstreuen

پراکنده کردن، پاشیدن

English: to scatter, to sprinkle

صرف فعل verstreuen

حال
er verstreut
گذشته‌ی ساده
verstreute
پرفکت
hat verstreut
امری
verstreu! / verstreut!
  • ich verstreue
  • du verstreust
  • er/sie/es verstreut
  • wir verstreuen
  • ihr verstreut
  • sie verstreuen

جمله‌ی مثال با verstreuen

  • Die Kinder verstreuten die Spielsachen im Zimmer.

    بچه‌ها اسباب‌بازی‌ها را در اتاق پراکنده کردند.

«verstreuen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.