سطح A1فعل

zerfallen

فروپاشیدن

English: to collapse, to decay

صرف فعل zerfallen

حال
er zerfällt
گذشته‌ی ساده
er zerfiel
پرفکت
ist zerfallen
امری
zerfalle! / zerfallt!
  • ich zerfalle
  • du zerfällst
  • er/sie/es zerfällt
  • wir zerfallen
  • ihr zerfallt
  • sie zerfallen

جمله‌ی مثال با zerfallen

  • Das alte Schloss zerfällt langsam.

    قلعه‌ی قدیمی آرام آرام فرو می‌ریزد.

مترادف و متضاد

«zerfallen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.