فروپاشیدن
English: to collapse, to decay
Das alte Schloss zerfällt langsam.
قلعهی قدیمی آرام آرام فرو میریزد.
مترادف
«zerfallen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.