سطح A1فعل

zerbrechen

شکستن

English: to break

صرف فعل zerbrechen

حال
er zerbricht
گذشته‌ی ساده
er zerbrach
پرفکت
ist zerbrochen
امری
zerbrich! / zerbrecht!
  • ich zerbreche
  • du zerbrichst
  • er/sie/es zerbricht
  • wir zerbrechen
  • ihr zerbrecht
  • sie zerbrechen

جمله‌ی مثال با zerbrechen

  • Die Vase ist zerbrochen.

    گلدان شکست.

مترادف و متضاد

«zerbrechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.