سطح C2فعل

zerteilen

تکه‌تکه کردن، قطعه کردن

English: to divide, to cut up

صرف فعل zerteilen

حال
er zerteilt
گذشته‌ی ساده
zerteilte
پرفکت
hat zerteilt
امری
zerteil! / zerteilt!
  • ich zerteile
  • du zerteilst
  • er/sie/es zerteilt
  • wir zerteilen
  • ihr zerteilt
  • sie zerteilen

جمله‌ی مثال با zerteilen

  • Ich kann mich ja nicht zerteilen!

    نمیتوانم خودم را جای دیگر بگذارم.

«zerteilen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.