توقف کردن، درنگ کردن
English: to linger, to stay
Wir verweilten noch ein wenig im Park.
ما کمی دیگر در پارک درنگ کردیم (ماندیم).
«verweilen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.