سطح B2فعل

verwirren

گیج کردن

English: to confuse, to bewilder

صرف فعل verwirren

حال
es verwirrt
گذشته‌ی ساده
verwirrte
پرفکت
hat verwirrt
امری
verwirre! / verwirrt!
  • ich verwirre
  • du verwirrst
  • er/sie/es verwirrt
  • wir verwirren
  • ihr verwirrt
  • sie verwirren

جمله‌ی مثال با verwirren

  • Seine Aussagen haben mich total verwirrt.

    گفته‌های او من را کاملا گیج کرد.

مترادف و متضاد

«verwirren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.