سطح B2فعل

verwarnen

اخطار دادن، تذکر دادن

English: to warn, to caution

جمله‌ی مثال با verwarnen

  • Der Lehrer verwarnte den Schüler wegen des ständigen Zuspätkommens.

    معلم به دانش‌آموز به خاطر دیرآمدن مداوم اخطار داد.

«verwarnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.