سطح B1فعل

verurteilen

محکوم کردن

English: to condemn, to sentence

صرف فعل verurteilen

حال
er verurteilt
گذشته‌ی ساده
verurteilte
پرفکت
hat verurteilt
امری
verurteil! / verurteilt!
  • ich verurteile
  • du verurteilst
  • er/sie/es verurteilt
  • wir verurteilen
  • ihr verurteilt
  • sie verurteilen

جمله‌ی مثال با verurteilen

  • Du hast kein Recht, diese Leute zu verurteilen.

    تو حق نداری این آدم‌ها را قضاوت کنی.

«verurteilen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.