سطح B2اسم

die Verwechslung

اشتباه گرفتن / جابجا گرفتن

English: mix-up, confusion

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Verwechslungen

جمله‌ی مثال با Verwechslung

  • Es kam zu einer Verwechslung der Medikamente.

    اشتباهی در داروها (جابجایی) رخ داد.

مترادف و متضاد

«Verwechslung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.