سطح C2فعل

verharren

پافشاری کردن، ماندن

English: to persist, to remain

صرف فعل verharren

حال
er verharrt
گذشته‌ی ساده
verharrte
پرفکت
hat verharrt
امری
verharr! / verharrt!
  • ich verharre
  • du verharrst
  • er/sie/es verharrt
  • wir verharren
  • ihr verharrt
  • sie verharren

جمله‌ی مثال با verharren

  • Ich konnte nicht länger stehend verharren.

    دیگه نمی‌تونستم سرِ پام بمونم.

«verharren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.